علیرضا رحمتی
بعد از اتفاقات و ناآرامیهای چند روز اخیر در میهن عزیزمان که در نتیجه گرانیهای ناشی از آزادسازی قیمتها و تک نرخی شدن ارز شاهد آن بودیم و با چشمان خود دیدیم رویدادهایی که در ابتدا به صورت اعتراضهای مسالمت آمیز در بازارهای تهران و سپس در شهرستانها اتفاق افتاد و به سرعت به سمت آشوبهای شبانه و فراخوانهای مجازی و اقدامات «شبه تروریستی» پیشرفت و به تخریب و کشته شدن افراد بیگناه منجر گردید حالا میهن عزیزمان در آرامش نسبی فرو رفته و کارها از سرگرفته شده است. در این میان اما گویا اصل ماجرا به فراموشی سپرده شده است. حالا همگی از تخریب و خسارتهای مالی و زیانهای شدید به اموال عمومی و مساجد و بانکها سخن میگویند و هر کسی بسته به نگاه خود ماجرا را قضاوت میکند.
دیگر کسی یا نهادی حرف از اصل ماجرا و دلیل این همه وقایع ناگوار نمیزند و انگار همگی فراموش کردهاند که حرف و خواسته اصلی چه بوده و دلیل این اعتراضات چیست؟ اینکه کاسبی از نبود ثبات در معاملات و خرید و فروش و امرار معاش خود گفته، اعتراضی کرده و هیچ جوابی نگرفته و حالا، او مانده با کلی بدهی و بلاتکلیفی چند برابر روز اول. با گران شدن بنزین و ارز و در این هیاهو کم شدن ارزش پول ملی در برابر اجناس و مایحتاج روزانه، قشر به اصطلاح خاکستری که مشارکتی نه در اعتراضات و نه در اغتشاشات داشته، فقط شاهد کم شدن قدرت خرید برای خانواده خویش است. تکلیف این تورم و گرانی به جای مانده چه میشود؟! این قشر چطور باید اعتراض کند در حالی که تا همین ۲ سال پیش میتوانسته برای خانواده خودش حداقلها را تأمین کند ولی با این تورم، حتی در خرید میوه و برنج و روغن و گوشت وا مانده است؟ این افراد که از هر دو سوی ماجرا متهم به ترسو بودن میشوند، فقط میخواهند زندگی کنند همین! آنها میهن و سرزمین و مردم خود را دوست دارند و طالب آرامش هستند. پدری که با وجود کار کردن در ۲ شغل یا بعضاً ۳ شغل در تأمین مایحتاج اولیه زندگی خود در مضیقه است و از بامداد هنگامی که خانوادهاش خواب هستند آغاز به کار میکند و شبها آنقدر دیر به منزل و کانون خانوادهاش میرسد که صحنهای به جز خاموش بودن چراغهای خانه و شنیدن کلام همسر که «آرامتر بچهها خوابند»، سفره نیمه بسته و غذایی که در تنهایی میل میکند، نمیبیند، تکلیف او در این شرایط چیست؟
آقای مسئول حالا نوبت «شماست» که جوابگوی این گرانی و راه حل آن باشید. اینکه نیست و نداریم؛ پاسخ نیست. دغدغهگرانی و معیشت و این تورم افسار گسیختهای که حاصل تصمیمات شماها تا به امروز بوده باعث شده مردم در فشار روحی و مالی و حتی در تأمین مایحتاج عادی خود باشند.
کارمند یا کارگر حقوق بگیری که فقط یکبار در سال افزایش حقوق دارد از این شرایط خسته است. میشود با کمی تدبیر و گوش دادن، میهن عزیزمان را از این شرایط و دلمردگی رهایی داد.

شما چه نظری دارید؟